ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

481

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

كرم شكم ، به مقدار بيشتر كرمك « 32 » كه در مورد دختران به آلت تناسلى وارد مىشود و باعث ترشحات زياد مخاطى مىگردد ، ديده مىشود . بسيارى از سياهانى كه به مملكت وارد شده‌اند از كرم كدو رنج مىبرند اما در ايرانيان تقريبا هيچ موردى از آن ديده نشد زيرا اينان ماهى كم مىخورند و به گوشت خوك هم لب نمىزنند و از اين گذشته همهء گوشتهائى را كه در تغذيه به كار مىبرند به خوبى مىپزند . در عوض بنا به اظهار دكتر هنچه در خطهء گيلان تقريبا هيچ فردى را نمىشود يافت كه داراى كرم امعا و به عبارت ديگر « كدودانه » يا « حب القرع » يا « كرم كدو » نباشد و به همين دليل اين طبيب به داروهاى خود قدرى هم جوهر درمنه ( سانتونين ) اضافه مىكرد . محل پيوك يا عرق مدنى « 33 » در خليج فارس و بخصوص در ايالت لار و ناحيهء بندرعباس است . افراد قشون كه از شمال در اين ديار به ساخلوها و سربازخانه‌ها مىآيند بسيار دچار آن مىشوند و سخت رنج مىبرند . مقر اين كرم در نسج سلولى زير پوست و بين عضلات پاست . دكتر فاگرگرين كه خود دچار پيوك بود فقط با توسل به يك جراحى دردناك توانست گريبان خود را از چنگ آن خلاص سازد . مىگويند كه اين كرم با آب ماندهء آب‌انبارها وارد بدن مىشود و با تصفيه كردن آب مىتوان از شرش ايمن ماند . به‌هرحال در افسرانى كه اين احتياط را كرده‌اند پيوك بسيار كمتر از سربازان ديده شده است . درد ، آماس متمركز با ظاهر شدن تكمه ، و سرانجام باز شدن سر زخم و بيرون آمدن قسمتى از كرم ، مراحل مختلف مرضى است كه در اثر اين كرم ايجاد شده است . انتهاى مرئى كرم را در لولهء شكافدارى مىپيچند و هر روز قدرى از آن را به دور لوله مىپيچانند تا اينكه سر ديگر كرم ظاهر شود . در اين كار بايد نهايت احتياط مرعى شود ، زيرا اگر كرم قطع و بريده شود تشنجات شديد بروز مىكند و قرحه‌هاى پراكندهء بسيارى نمودار مىگردد . چون در ساير قسمتهاى مملكت پيوك ناشناخته است من فقط توانستم بقاياى آن و قرحه‌هائى را كه در حال بهبود بود ببينم . بيماريهاى كبد هرچند محل اين بيماريها بيشتر در ساحل درياى خزر است باز ناراحتيهاى كبدى در ساير جاها نيز اندك و نادر نيست . آماس و التهاب كبد ، پر و سفت شدن طحال و يرقان نيز با تب دائمى همراه مىشود . دو مورد از بيمارى كبدى را نزد دو نفر اروپائى ملاحظه كردم . اين هر دو بيمار فرانسوى بودند ؛ در يكى از آنها كه نامش را فراموش كرده‌ام ، پس از آنكه تمام علائم تب دائمى ظاهر شده بود شفا يافت آن هم از اين طريق كه چرك با سوراخ كردن ديوارهء حايل از راه ريه و مجارى تنفس خارج شد ؛ ديگرى دكتر لابا « 34 » خود آماس را گشود ولى سه ماه بعد درحالىكه به اروپا مراجعت مىكرد ، چشم از جهان پوشيد . در شيراز در بيمارانى تب‌دار ، تب -

--> ( 32 ) . Oxyurus vermicularis ( 33 ) . Filaria medinensis ( 34 ) . Dr . Labat